آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
21
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
اخذ آب به آنجا رفتيم ، جايى بود قابل ذكر ، محل كوچكى است ولى عبارت است از يك قريهء كوچك بسيار قشنگى . گندم زياد نيست ولى ساير فواكه از قبيل زردآلو و پرتقال و ليمو و انار و انواع انگورها و ميوهجات ديگر وفور دارد ، در تمام جزيره فقط يك قصر واحد هست و در آنجا كسى سكنى ندارد و جز كشيشها و علماى مذهب كه همه يونانى بودند از ما بهطور محبت پذيرايى كردند و از ميوههاى خود به ما دادند . ما در عوض آن خواستيم پول بدهيم ، آنها قبول نكردند . در تمام سفر خود چنين جاى باصفايى نديديم و آرزو داشتيم كه مرا مدت عمر در آنجا باقى بگذارند . آن جزيره را جزيرهء كشيشها مىنامند . از آنجا روانه شده بهسمت جزيرهء كاندى كشتىرانى نموديم و در آنجا سه روز لنگر انداختيم و كار ديگر جز سياحت آن محل نداشتيم . همگى پياده شديم و خيال نداشتيم كه بيشتر از يك شب در آنجا بمانيم ولى دو ساعت بعد از بيرون آمدن ما از كشتى اتفاقى براى كشتى دست داد . يكى از كشتىهاى جزيرهء كاندى كه از سمت دريا مىآمد به واسطهء شدت باد به سكان كشتى ما تصادف نمود و آن را شكسته و از دو جا سوراخ كرده بود . به اين جهت مجبور شديم نه روز تمام در آنجا اقامت كنيم تا اينكه كشتى مهيا شود . در آنجا هم پذيرايى بسيار باشكوهى از ما كردند . بهخصوص يكى از حكام كه يونانى بود نسبت به ما خيلى مهربانى نمود . و اين جزيره دو حاكم دارد يكى يونانى و ديگرى ايتاليايى . شهر كاندى محل اقامت قشون ساخلوى مىباشد . و 1500 نفر سرباز دايم در آنجا هستند . حاكم يونانى چهار اعلان صادر كرد . براى اينكه ما كمال آزادى را ليلا و نهارا داشته باشيم و بدون تذكره از